فرهنگ آریانپور
رفتن - تحلیل -
#۱۰۳٬۷۱۲
eat
(past: ate ; past participle: eaten) ـ خوردن، مصرف کردن، تحلیل رفتن
gnaw
خاییدن، گاز گرفتن، کندن (با گاز یا دندان)، تحلیل رفتن، فرسودن، مانند موش جویدن، سائیدن
consume
مصرف کردن، تحلیل رفتن، از پا درآمدن
dwindle
رفته رفته کوچک شدن، تدریجا کاهش یافتن، کم شدن، تحلیل رفتن
emaciate
لاغر کردن، نزار کردن، بى قوت کردن، تحلیل رفتن
assimilate
یکسان کردن، هم جنس کردن، شبیه ساختن، در بدن جذب کردن، تحلیل رفتن، سازش کردن، وفق دادن، تلفیق کردن، همانند ساختن
die down
تحلیل رفتن، روبزوال نهادن، مردن