فرهنگ آریان‌پور

رفتن - تحلیل -

#۱۰۳٬۷۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

eat

(past: ate ; past participle: eaten) ـ خوردن، مصرف کردن، تحلیل رفتن

۲

gnaw

خاییدن، گاز گرفتن، کندن (با گاز یا دندان)، تحلیل رفتن، فرسودن، مانند موش جویدن، سائیدن

۳

consume

مصرف کردن، تحلیل رفتن، از پا درآمدن

۴

dwindle

رفته رفته کوچک شدن، تدریجا کاهش یافتن، کم شدن، تحلیل رفتن

۵

emaciate

لاغر کردن، نزار کردن، بى قوت کردن، تحلیل رفتن

۶

assimilate

یکسان کردن، هم جنس کردن، شبیه ساختن، در بدن جذب کردن، تحلیل رفتن، سازش کردن، وفق دادن، تلفیق کردن، همانند ساختن

۷

die down

تحلیل رفتن، روبزوال نهادن، مردن