واژههای فارسی←رفتن - بساحل -فرهنگ آریانپوررفتن - بساحل -#۱۰۳٬۷۰۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱shoreکنار دریا، لب (در یا)، کرانه، ساحل، بساحل رفتن، فرود آمدن، ترساندنواژههای نزدیک در الفبارفتاری - بد -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرفتاری کردن - بد -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرفتاری کردن نسبت به - بد -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرفتاریا پست - بد -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرفتامدگاهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرفتش اقلیمیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر