فرهنگ آریان‌پور

رفتار

#۱۰۳٬۵۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

conduct

رفتار، سلوک، هدایت کردن، بردن، اداره کردن

۲

exploit

رفتار، کردار، عمل، کار برجسته، شاهکار به کار انداختن، استخراج کردن، بهره بردارى کردن از، استثمار کردن

۳

behavior

رفتار، حرکت، وضع، سلوک، اخلاق

۴

behaviour

رفتار، حرکت، وضع، سلوک، اخلاق

۵

behaviuor

رفتار، حرکت، وضع، سلوک، اخلاق

۶

demeanour

رفتار، سلوک، وضع، حرکت

۷

gest

(geste =) ـ حرکت، کار نمایان، هم صحبت، رفتار، قیافه، اشاره

۸

ethic

(غالباً به صورت جمع) علم اخلاق، بجث در امور اخلاقى، اصول اخلاق، روش اخلاقى یک نویسنده یا مکتب علمى یا ادبى و یا هنرى، آئین، رفتار، کتاب اخلاق

۹

geste

(gest =) ـ حرکت، کار نمایان، هم صحبت، رفتار، قیافه، اشاره

۱۰

action

کنش، کردار، کار، عمل، فعل، اقدام، رفتار، جدیت، جنبش، حرکت، جریان، اشاره، تاثیر، اثر جنگ، نبرد، پیکار، اشغال نیرو هاى جنگى، گزارش، وضع، طرز عمل، (حقوق) اقامه ى دعوا، جریان حقوقى، تعقیب، بازى، تمرین، سهم، سهام شرکت

۱۱

bearing

طاقت، بردبارى، وضع، رفتار، سلوک، جهت، نسبت

۱۲

comport

سازش کردن، جور بودن، تحمل کردن، در بر داشتن، حامل بودن، رفتار

۱۳

gesture

اشاره، حرکت، اشارات و حرکات در موقع سخن گفتن، وضع، رفتار، ژست، قیافه، ادا

۱۴

demarche

روش، رفتار، مشى، بخشدار

۱۵

deportment

اخلاق، رفتار، سلوک، وضع

۱۶

comportment

رویه، اخلاق، رفتار

۱۷

dealing

(past: dealt ; past participle: dealt) ـ مقدار، اندازه، قدر، حد، معامله کردن، سر و کار داشتن با، توزیع کردن deal