فرهنگ آریانپور
رغبت
#۱۰۳٬۵۳۶
goo
مزه و طعم تند، بوى نامطبوع، میل، ذوق، رغبت، ماده چسبنده و لزج، چسبناک
zest
مزه، رغبت، میل، خوشمزه کردن
relish
ذائقه، مزه، طعم، چاشنى، ذوق، رغبت، اشتها، مزه آوردن، خوش مزه کردن، با رغبت خوردن، لذت بردن از
appetite
میل و رغبت ذاتى، اشتها، آرزو، اشتیاق eagerness
propensity
تمایل طبیعى، میل باطنى، رغبت، گرایش
will
خواست، اراده، میل، خواهش، آرزو، نیت، قصد، وصیت، وصیت نامه، خواستن، اراده کردن، وصیت کردن، میل کردن، فعل کمکى " خواهم " will willingness
interest
تنزیل، سود، بهره، علاقه، مصلحت، دلبستگى علاقمند کردن، ذینفع کردن، بر سر میل آوردن، جلب توجه کردن
penchant
میل شدید، علاقه، ذوق، میل وافر، آمادگى
tendency
گرایش، تمایل، میل، توجه، استعداد، زمینه، علاقه مختصر