فرهنگ آریان‌پور

رغبت

#۱۰۳٬۵۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

goo

مزه و طعم تند، بوى نامطبوع، میل، ذوق، رغبت، ماده چسبنده و لزج، چسبناک

۲

zest

مزه، رغبت، میل، خوشمزه کردن

۳

relish

ذائقه، مزه، طعم، چاشنى، ذوق، رغبت، اشتها، مزه آوردن، خوش مزه کردن، با رغبت خوردن، لذت بردن از

۴

appetite

میل و رغبت ذاتى، اشتها، آرزو، اشتیاق eagerness

۵

propensity

تمایل طبیعى، میل باطنى، رغبت، گرایش

۶

will

خواست، اراده، میل، خواهش، آرزو، نیت، قصد، وصیت، وصیت نامه، خواستن، اراده کردن، وصیت کردن، میل کردن، فعل کمکى " خواهم " will willingness

۷

interest

تنزیل، سود، بهره، علاقه، مصلحت، دلبستگى علاقمند کردن، ذینفع کردن، بر سر میل آوردن، جلب توجه کردن

۸

penchant

میل شدید، علاقه، ذوق، میل وافر، آمادگى

۹

tendency

گرایش، تمایل، میل، توجه، استعداد، زمینه، علاقه مختصر