فرهنگ آریان‌پور

رطوبت

#۱۰۳٬۴۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

humidity

رطوبت، ترى، نم، مقدار رطوبت هوا

۲

humioity

رطوبت

۳

miosture

رطوبت

۴

moisture

رطوبت، نم

۵

wet

(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن wet moistness

۶

damp

نم، رطوبت، دلمرده کردن، حالت خفقان پیدا کردن، مرطوب ساختن

۷

dampness

نمسازى، رطوبت