رضایت دادن
#۱۰۳٬۴۳۶
admit
پذیرفتن، راه دادن، بار دادن، راضى شدن (به)، رضایت دادن (به)، موافقت کردن، تصدیق کردن، زیربار (چیزى) رفتن، اقرار کردن، واگذار کردن، دادن، اعطاء کردن
accede
دست یافتن، رسیدن، راه یافتن، نائل شدن، نزدیک شدن، موافقت کردن، رضایت دادن، تن دردادن
assent
موافقت کردن، رضایت دادن، موافقت، پذیرش
consent
رضایت، موافقت، راضى شدن، رضایت دادن
acquiesce
تسلیم شدن، تن در دادن، راضى شدن، رضایت دادن، موافقت کردن، آرام کردن
bow
خم شدن، تعظیم کردن، تعظیم، کمان، قوس
agree
خوشنود کردن، ممنون کردن، پسند آمدن، آشتى دادن، مطابقت کردن، ترتیب دادن، درست کردن، خشم (کسى را) فرو نشاندن، جلوس کردن، نائل شدن، موافقت کردن، موافق بودن، متفق بودن، همراى بودن، سازش کردن
accept
پذیرفتن، قبول شدن، پسندیدن، قبول کردن
approve
تصویب کردن، موافقت کردن (با)، آزمایش کردن، پسند کردن، روا داشتن
subscribe
تصویب کردن، تصدیق کردن، صحه گذاردن، آبونه شدن، متعهد شدن، تقبل کردن
countenance
سیما، قیافه، رخ، تشویق کردن، پشتیبانى کردن