فرهنگ آریان‌پور

رشوه دادن

#۱۰۳٬۴۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

bribe

رشوه دادن، تطمیع کردن، رشوه، بدکند

۲

palm

نخل، نخل خرما، نشانه پیروزى، کامیابى، کف دست انسان، کف پاى پستانداران، کف هر چیزى، پهنه، وجب، با کف دست لمس کردن، کش رفتن، رشوه دادن

۳

grease

گریس، روغن اتومبیل، روغن، چربى، مداهنه، چاپلوسى، روغن زدن، چرب کردن، رشوه دادن

۴

tamper

مذاکرات پنهانى و زیر جلى داشتن، رشوه دادن، مداخله و فضولى کردن، ناخنک مردن

۵

buy

(past: bought ; past participle: bought) ـ خریدن، خرید، ابتیاع، تطمیع کردن