فرهنگ آریانپور
رشوه دادن
#۱۰۳٬۴۰۷
bribe
رشوه دادن، تطمیع کردن، رشوه، بدکند
palm
نخل، نخل خرما، نشانه پیروزى، کامیابى، کف دست انسان، کف پاى پستانداران، کف هر چیزى، پهنه، وجب، با کف دست لمس کردن، کش رفتن، رشوه دادن
grease
گریس، روغن اتومبیل، روغن، چربى، مداهنه، چاپلوسى، روغن زدن، چرب کردن، رشوه دادن
tamper
مذاکرات پنهانى و زیر جلى داشتن، رشوه دادن، مداخله و فضولى کردن، ناخنک مردن
buy
(past: bought ; past participle: bought) ـ خریدن، خرید، ابتیاع، تطمیع کردن