فرهنگ آریانپور
رشوه بگیر
#۱۰۳٬۳۹۹
bent
(past: bent ; past participle: bent) ـ خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگى، شرایط خمیدگى، زانویى، گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن، دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعى کردن bend
venal
پولى، پول بگیر، پست، فروتن، رشوه خوار