فرهنگ آریان‌پور

رشوه

#۱۰۳٬۳۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

bodle

رشوه، دسته، جمع، جمعیت

۲

bribe

رشوه دادن، تطمیع کردن، رشوه، بدکند

۳

payola

وام غیر مستقیم و مخفى که براى کارهاى تجارتى داده مى شود، رشوه payoff

۴

bribery

رشاء، ارتشاء، رشوه خوارى، پاره ستانى، رشوه

۵

baksheesh

(فارسى است) بخشش، انعام، (مجازى) رشوه

۶

blackmail

تهدید، با تهدید از کسى چیزى طلبیدن، باج سبیل، رشوه

۷

sop

غذاى مایع، آبگوشت، ترید، شیر، خیس، خیساندن، جذب کردن

۸

graft

قلمه، پیوند، پیوند گیاه، گیاه پیوندى، (جراحى) پیوند بافت، تحصیل پول و مقام و غیره از راه هاى نادرست، ساخت و پاخت، سوء استفاده، اختلاس، خندق، پیوند زدن، به هم پیوستن، جفت کردن، از راه نادرستى تحصیل کردن