فرهنگ آریانپور
ابشتن
#۱٬۰۳۳
hydrate
(شیمى) جسم مرکب آبدار، هیدرات، آبشتن
hide
(past: hid ; past participle: hidden) ـ پوست، پوست خام گاو و گوسفند و غیره، چرم، پنهان کردن، پوشیدن، مخفى نگاه داشتن، پنهان شدن، نهفتن، پوست کندن، (مجازى) سخت شلاق زدن
cache
نهانگاه، ذخیره گاه، چیز نهان شده، مخزن، پنهان کردن
conceal
پنهان کردن، نهان کردن، نهفتن