فرهنگ آریان‌پور

ابشتن

#۱٬۰۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

hydrate

(شیمى) جسم مرکب آبدار، هیدرات، آبشتن

۲

hide

(past: hid ; past participle: hidden) ـ پوست، پوست خام گاو و گوسفند و غیره، چرم، پنهان کردن، پوشیدن، مخفى نگاه داشتن، پنهان شدن، نهفتن، پوست کندن، (مجازى) سخت شلاق زدن

۳

cache

نهانگاه، ذخیره گاه، چیز نهان شده، مخزن، پنهان کردن

۴

conceal

پنهان کردن، نهان کردن، نهفتن