فرهنگ آریانپور
رسوب کردن
#۱۰۳٬۰۶۹
settle
واریز، تسویه، جا دادن، ماندن، مقیم کردن، ساکن کردن، واریز کردن، تصفیه کردن، معین کردن، ته نشین شدن، تصفیه حساب کردن، نشست کردن
deposit
ته نشین کردن، گذاشتن، کنار گذاشتن، ذخیره سپردن، به حساب بانک گذاشتن، سپردن پول، بیعانه، گرو، ته نشین، سپرده، ته نشست
subside
(در د و غیره) واگذاشتن، نشست کردن، فرو نشستن، فروکش کردن