فرهنگ آریانپور
رسمی
#۱۰۲٬۹۸۳
formal
رسمى، داراى فکر، مقید به آداب و رسوم ادارى، تفصیلى، عارضى، لباس رسمى شب، قرار دادى
solemn
رسمى، موقر، جدى، گرفته، موقرانه، با تشریفات
starchy
داراى نشاسته، شبیه نشاسته، رسمى، آهارى، آهاردار
formmal
صورى، رسمى
ceremonious
پاى بند تشریفات و تعارف، رسمى
professional
پیشه اى، حرفه اى، پیشه ور، پیشه دار، رسمى، کسى که رشته اى را پیشه قراردهد
dress
لباس پوشیدن، جامه بتن کردن، مزین کردن، لباس، درست کردن موى سر، پانسمان کردن، پیراستن
state
حالت، کشور، ایالت، توضیح دادن، جزء به جزء شرح دادن، اظهار داشتن، اظهار کردن، تعیین کردن، حال، چگونگى، کیفیت، دولت، استان، ملت، جمهورى، کشورى، دولتى state ـ (47)
stiff
سفت، شق، سیخ، مستقیم، چوب شده، مغلق، سفت کردن، شق کردن
official
رسما
magisterial
آمرانه، دیکتاتوروار، مطلق، داراى اختیار