فرهنگ آریان‌پور

رسمی

#۱۰۲٬۹۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

formal

رسمى، داراى فکر، مقید به آداب و رسوم ادارى، تفصیلى، عارضى، لباس رسمى شب، قرار دادى

۲

solemn

رسمى، موقر، جدى، گرفته، موقرانه، با تشریفات

۳

starchy

داراى نشاسته، شبیه نشاسته، رسمى، آهارى، آهاردار

۴

formmal

صورى، رسمى

۵

ceremonious

پاى بند تشریفات و تعارف، رسمى

۶

professional

پیشه اى، حرفه اى، پیشه ور، پیشه دار، رسمى، کسى که رشته اى را پیشه قراردهد

۷

dress

لباس پوشیدن، جامه بتن کردن، مزین کردن، لباس، درست کردن موى سر، پانسمان کردن، پیراستن

۸

state

حالت، کشور، ایالت، توضیح دادن، جزء به جزء شرح دادن، اظهار داشتن، اظهار کردن، تعیین کردن، حال، چگونگى، کیفیت، دولت، استان، ملت، جمهورى، کشورى، دولتى state ـ (47)

۹

stiff

سفت، شق، سیخ، مستقیم، چوب شده، مغلق، سفت کردن، شق کردن

۱۰

official

رسما

۱۱

magisterial

آمرانه، دیکتاتوروار، مطلق، داراى اختیار