فرهنگ آریان‌پور

رسما

#۱۰۲٬۹۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

formally

رسمى، داراى فکر، مقید به آداب و رسوم ادارى، تفصیلى، عارضى، لباس رسمى شب، قرار دادى formal

۲

solemnly

رسمى، موقر، جدى، گرفته، موقرانه، با تشریفات

۳

seriously

جدى، مهم، خطیر، سخت، خطرناک، وخیم

۴

officially

صاحب منصب، عالیرتبه، رسمى، موثق و رسمى

۵

ceremoniously

پاى بند تشریفات و تعارف، رسمى