فرهنگ آریان‌پور

رسایی

#۱۰۲٬۸۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

gamut

(موسیقى) هنگام، گام، حدود، حیطه، وسعت، رسایى

۲

range

برد، محدوده، حوزه، تغییر کردن، رسایى، چشم رس، تیررس، دسترسى، حدود، خط مبنا، منحنى مبنا، در صف آوردن، آراستن، مرتب کردن، میزان کردن، عبور کردن، مسطح کردن، سیر و حرکت کردن

۳

reach

رسیدن به، نائل شدن به، کشش، حصول، رسایى، برد

۴

purview

مواد اساسى، وسعت، حدود، میدان، رسایى، قلمرو اجراء، چشم رس، میدان دید، موضوع مورد بحث، حدود صلاحیت

۵

shot

(past: shot ; past participle: shot) ـ در کردن (گلوله و غیره)، رها کردن (از کمان و غیره)، پرتاب کردن، زدن، گلوله زدن، رها شدن، آمپول زدن، فیلمبردارى کردن، عکسبردارى کردن، درد کردن، سوزش داشتن، جوانه زدن، انشعاب، رویش انشعابى، رویش شاخه، درد، حرکت تند و چابک، رگه معدن

۶

field

میدان، زمین، صحرا، دشت، کشتزار، دایره، رشته، به میدان یا صحرا رفتن، پایکار

۷

sonority

پرصدایى، پرطنینى

۸

eloquence

شیوایى، فصاحت، سخنورى، علم فصاحت، علم بیان

۹

magnitude

بزرگى، عظمت حجم، قدر، اهمیت، شکوه، اندازه، مقدار