فرهنگ آریان‌پور

رسانگر

#۱۰۲٬۸۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

vehicle

وسیله نقلیه، ناقل، حامل، رسانه، برندگر، رسانگر

۲

medium

رسانه، واسطه، متوسط، (پزشکى) محیط کشت، میانجى، وسیله، معتدل

۳

channel

شیاردار کردن، دریا، کندن (مجرا یا راه)، (معنى مجازى، در جمع) هر گونه نقل و انتقال چیز یا اندیشه و نظر و غیره، ترعه، مجرا، خط مشى، کانال

۴

conductor

هادى، رسانا، رهبر ارکتسر، راهنما

۵

communication

ارتباط، ابلاغیه، مکاتبه