فرهنگ آریان‌پور

رساندن به

#۱۰۲٬۸۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

bring

(past: brought ; past participle: brought) ـ آوردن، رساندن به، موجب شدن

۲

swell

(past: swelled ; past participle: swollen, swelled) ـ باد کردن، آماس کردن، متورم کردن، باد غرور داشتن، تورم، برجستگى، برجسته، شیک، زیبا (در گویش، آمریکایى) عالى