فرهنگ آریان‌پور

رسالت کردن

#۱۰۲٬۷۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

message

پیام، پیغام دادن، رسالت کردن، پیغام

۲

pursuivant

مامور ابلاغ یا اخطاریه، نامه رسان، مامور، پیشخدمت، در التزام بودن، رسالت کردن

۳

vaticinate

پیشگویى کردن، نبوت کردن، رسالت کردن