فرهنگ آریانپور
رزم
#۱۰۲٬۶۶۲
battle
رزم، پیکار، جدال، مبارزه، ستیز، جنگ، نبرد، نزاع، زد و خورد، جنگ کردن
war
جنگ، حرب، رزم، محاربه، نزاع، جنگ کردن، دشمنى کردن، کشمکش کردن
combat
پیکار، نبرد، زد و خورد، ستیز، حرب، مبارزه کردن، رزم، جنگیدن با
fight
(past: fought ; past participle: fought) ـ جنگ، نبرد، کارزار، پیکار، زد و خورد، جنگ کردن، نزاع کردن، جنگیدن
conflict
ستیزه، کشاکش، کشمکش، نبرد، برخورد، ناسازگارى، تضاد، ناسازگار بودن، مبارزه کردن
skirmish
کشمکش، زد و خورد، جنگ جزیى، زد و خورد کردن
encounter
رویارویى، رویاروى شدن، برخورد، رو به رو شدن، مواجه شدن با، مصادف شدن با، دست به گریبان شدن با، مواجهه، تصادف