رذل
#۱۰۲٬۶۴۰
scoundrel
(villain =) ـ ارقه، لات، رذل
rapscallion
آدم بى شرف، آدم رذل، پست، بى شرف، رذل
cur
سگ بد اصل، سگ دورگه، (مجازى) آدم پست
dog
سگ، سگ نر، میله قلاب دار، گیره، دنبال کردن، مثل سگ دنبال کردن
punk
چوب پوسیده، آتش زنه، جوان ولگرد، بى ارزش yob
foul
ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ
creep
(past: crept ; past participle: crept) ـ خزیدن، مورمور شدن
dirty
چرکین، چرک، کثیف، (مجازى) زشت، کثیف کردن
rogue
آدم دغل، رند، ناقلا، بذله گو، هرس کردن، از علف هرزه پاک کردن، حیوان عظیم الجثه سرکش، اسب چموش، گول زدن، رذالت و پستى نشان دادن
bugger
آدم پست، کثیف و فاسد
common
مشترک، اشتراکى، معمولى، عمومى، متعارفى، عادى، پیش پا افتاده، پست، عوامانه، مردم عوام، مشارکت کردن، مشاع بودن، مشترکا استفاده کردن
miscreant
بى وجدان، (آدم) پست، (آدم) خدا نشناس، (شخص) بى دین، رافضى، بدعت گذار، خبیث
reprobate
مردود، فاسد، بد اخلاق، هرزه، محرومیت
blackguard
هرزه، بداخلاق، بددهن، آدم هرزه، فحاشى کردن به
iniquitous
تبه کار، شریر، نابکار، غیر عادلانه، ناحق