فرهنگ آریان‌پور

رده بندی کردن

#۱۰۲٬۵۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

subsume

رده بندى کردن، شامل کردن، استقراء کردن، استنتاج کردن

۲

systematization

رده بندى کردن، اسلوبى کردن، همست کارى

۳

classify

دسته بندى کردن، طبقه بندى کردن، رده بندى کردن

۴

categorize

رسته بندى کردن، رده بندى کردن، طبقه بندى کردن، دسته بندى کردن