رد کردن
#۱۰۲٬۴۸۰
deny
رد کردن، انکار کردن، حاشا کردن، تکذیب کردن
confute
رد کردن، مجاب کردن، عقیم کردن
disallow
رد کردن، نپذیرفتن، روا نداشتن، قائل نشدن
disclaim
رد کردن، انکار کردن، قبول نکردن، ترک دعوا کردن نسبت به، منکر ادعایى شدن، از خود سلب کردن
contradict
رد کردن، تناقض داشتن با، مخالف بودن با، سخن (کسى را) انکار کردن
controvert
رد کردن، هم ستیز کردن، مخالفت کردن، منکر شدن
balk
مرز، زمین شخم نشده، (مج) مانع، مایه ى لغزش، طفره رفتن از، امتناع ورزیدن، رد کردن، زیرش زدن
baulk
(balk =) ـ طفره رفتن، رد کردن، طفره، امتناع، روگردانى
assoil
(ریاضى) اصل تغییر نکردنى، مجموع یا حاصل ضرب، بخشیدن، تبرئه کردن، مغفرت کردن، روسفید کردن، آزاد کردن، مرخص کردن، حل کردن، رفع کردن، رد کردن، تکذیب کردن، پاک کردن، خالى کردن، تقاص پس دادن
disown
مالکیت چیزى را انکار کردن، رد کردن، از خود ندانستن، نشناختن، عاق کردن
decline
کاهش، شیب پیدا کردن، رد کردن، نپذیرفتن، صرف کردن (اسم یاضمیر)، زوال، انحطاط، خم شدن، مایل شدن، رو بزوال گذاردن، تنزل کردن، کاستن
disavow
انکار، رد، نفى، رد کردن
disaffirm
انکار کردن، رد کردن، نقض کردن
disapprove
ناپسند شمردن، رد کردن، تصویب نکردن
discommend
با عدم توافق چیزى گفتن، رد کردن، توصیه نکردن
disorintate
(disorient =) ـ مالکیت چیزى را انکار کردن، رد کردن، از خود ندانستن، نشناختن، عاق کردن