فرهنگ آریان‌پور

رد پا

#۱۰۲٬۴۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

spoor

رد پا، ردپاى کسى را گرفتن

۲

run

(past: ran ; past participle: run) ـ راندن، رانش، دایر بودن، اداره کردن، دویدن، پیمودن، پخش شدن، جارى شدن، دوام یافتن، ادامه دادن، نشان دادن، ردیف، سلسله، ترتیب، محوطه، سفر و گردش، رد پا، حدود، مسیر، امتداد

۳

wake

(past: waked, woke ; past participle: waked, woken) ـ بیدارى، شب زنده دارى، شب نشینى، احیاء، شب زنده دارى کردن، از خواب بیدار کردن، رد پا، دنباله کشتى

۴

swath

(swathe =) ـ رد پا، ردیف باریک، راه باریک، اثر ماشین چمن زنى، پیچیدن، قنداق کردن، نوار

۵

trace

اثر، نشان، رد پا، جاى پا، مقدار ناچیز، ترسیم، رسم، ترسیم کردن، ضبط کردن، کشیدن، اثر گذاشتن، دنبال کردن، پى کردن، پى بردن به، رد، ردیابى کردن، رسم کردن

۶

track

شیار، لبه، باریکه، پیگردى کردن، رد پا، اثر، خط آهن، جاده، راه، نشان، مسابقه دویدن، تسلسل، توالى، رد پا را گرفتن، پى کردن، دنبال کردن

۷

runway

باند فرودگاه، مجرا، راهرو، رد پا

۸

swathe

(swath =) ـ رد پا، ردیف باریک، راه باریک، اثر ماشین چمن زنى، پیچیدن، قنداق کردن، نوار

۹

vestige

(vestigial =) ـ نشان، اثر، جاى پا، رد پا، ذره، خرده، بقایا

۱۰

footmark

(footprint =) ـ جاى پا، اثر پا، رد پا

۱۱

footstep

جاى پا، رد پا، جاپا، پى، گام، قدم، گام بردارى

۱۲

vestigial

(vestige =) ـ نشان، اثر، جاى پا، رد پا، ذره، خرده، بقایا

۱۳

trail

بدنبال کشیدن، بدنبال حرکت کردن، طفیلى بودن، دنباله دار بودن، دنباله داشتن، اثر پا باقى گذاردن، پیشقدم، پیشرو، دنباله

۱۴

footprint

جاى پا