فرهنگ آریان‌پور

رخنه‌ کردن

#۱۰۲٬۴۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

breach

نقض عهد، رخنه، نقض کردن، نقض عهد کردن، ایجاد شکاف کردن، رخنه کردن در

۲

penetrate

نفوذ کردن در، بداخل سرایت کردن، رخنه کردن

۳

pierce

خلیدن، سپوختن، سوراخ کردن (با نیزه و چیز نوک تیزى)، سفتن، فرو کردن (نوک خنجر و غیره)، شکافتن، رسوخ کردن

۴

infiltrate

تراوش کردن، نفوذ کردن، نشر کردن، گذاشتن، در خطوط دشمن نفوذ کردن

۵

penetration

نفوذ کاوش، نفوذ، حلول، کاوش، زیرکى، کیاست، فراست