فرهنگ آریان‌پور

رخنه

#۱۰۲٬۴۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

leak

رخنه، سوراخ، تراوش، نشت، چکه، تراوش کردن، نفوذ کردن، فاش کردن یا شدن، فاش شدن

۲

gap

شکاف، رخنه، درز، دهنه، جاى باز، وقفه، اختلاف زیاد، شکافدار کردن

۳

flaw

درز، رخنه، عیب، خدشه، عیب دار کردن، ترک برداشتن، تند باد، آشوب ناگهانى، کاستى

۴

chink

شکاف، رخنه، شکافتن، درزپیدا کردن، درز گرفتن، صداى به هم خوردن فلز، جرنگ جرنگ

۵

crack

کاف، رخنه، ترک، شکاف، ضربت، ترق تروق، ترکانیدن، (شلاق) را به صدا درآوردن، تولید صداى ناگهانى و بلند کردن، شکاف برداشتن، ترکیدن، تق کردن

۶

breach

نقض عهد، رخنه، نقض کردن، نقض عهد کردن، ایجاد شکاف کردن، رخنه کردن در

۷

influx

نفوذ، رخنه، تاثیر، ورود، هجوم، ریزش

۸

hole

سوراخ، گودال، حفره، نقب، لانه خرگوش و امثال آن، روزنه کندن، در لانه کردن

۹

crevice

درز، شکاف

۱۰

porosity

پرمنفذى، تخلخل

۱۱

interstice

درز، شکاف، چاک، ترک، فاصله، سوراخ ریز