فرهنگ آریان‌پور

رخشاندن

#۱۰۲٬۳۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

shed

(past: shed ; past participle: shed) ـ ریختن، انداختن افشاندن، افکندن، خون جارى ساختن، جارى ساختن، پوست انداختن، پوست ریختن، برگ ریزان کردن، کپر، آلونک

۲

emblazon

با نشان هاى نجابت خانوادگى آراستن، تعریف کردن