فرهنگ آریانپور
رخشاندن
#۱۰۲٬۳۹۸
shed
(past: shed ; past participle: shed) ـ ریختن، انداختن افشاندن، افکندن، خون جارى ساختن، جارى ساختن، پوست انداختن، پوست ریختن، برگ ریزان کردن، کپر، آلونک
emblazon
با نشان هاى نجابت خانوادگى آراستن، تعریف کردن
#۱۰۲٬۳۹۸
(past: shed ; past participle: shed) ـ ریختن، انداختن افشاندن، افکندن، خون جارى ساختن، جارى ساختن، پوست انداختن، پوست ریختن، برگ ریزان کردن، کپر، آلونک
با نشان هاى نجابت خانوادگى آراستن، تعریف کردن