فرهنگ آریان‌پور

رخش

#۱۰۲٬۳۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

ray

شعاع، پرتو، روشنایى، تشعشع، اشعه تابشى، برق زدن، درخشیدن، تشعشع داشتن، (جانور شناسى) ماهى چهار گوش عمق زى که از حلزون تغذیه مى کند

۲

radiance

(radiancy =) ـ شید، تابندگى، تشعشع، درخشندگى، پرتو

۳

flash

تلالوء، تاباندن، برق، روشنایى مختصر، یک آن، لحظه، بروز ناگهانى، جلوه، تشعشع، برق زدن، ناگهان شعله ور شدن، زود گذشتن، فلاش عکاسى

۴

sunshine

تابش آفتاب، نور آفتاب

۵

radiation

(radiational =) ـ تابش، پرتو افشانى، تشعشع، برق، جلا