فرهنگ آریانپور
رخش
#۱۰۲٬۳۹۴
ray
شعاع، پرتو، روشنایى، تشعشع، اشعه تابشى، برق زدن، درخشیدن، تشعشع داشتن، (جانور شناسى) ماهى چهار گوش عمق زى که از حلزون تغذیه مى کند
radiance
(radiancy =) ـ شید، تابندگى، تشعشع، درخشندگى، پرتو
flash
تلالوء، تاباندن، برق، روشنایى مختصر، یک آن، لحظه، بروز ناگهانى، جلوه، تشعشع، برق زدن، ناگهان شعله ور شدن، زود گذشتن، فلاش عکاسى
sunshine
تابش آفتاب، نور آفتاب
radiation
(radiational =) ـ تابش، پرتو افشانى، تشعشع، برق، جلا