فرهنگ آریانپور
رخداد
#۱۰۲٬۳۸۱
occurrence
رخداد، وقوع، اتفاق، تصادف، رویداد، پیشامد، واقعه، خطور
event
واقعه، رویداد، اتفاق، پیشامد، سرگذشت
stroke
ضربه، ضربت، لطمه، ضرب، حرکت، تکان، لمس کردن، دست کشیدن روى، نوازش کردن، زدن، سرکش گذاردن (مثل سرکش روى حرف کاف) ـ
episode
حادثه ضمنى، حادثه معترضه، داستان فرعى، فقره
accident
حادثه، سانحه، واقعه ناگوار، مصیبت ناگهانى، تصادف اتومبیل، (پزشکى) علامت بد مرض، (منطق) صفت عرضى (arazy)، شیى، (در نشان خانوادگى) علامت سلاح، (دستور زبان) صرف، عارضه صرفى، اتفاقى، تصادفى، ضمنى، عارضه (در فلسفه)، پیشامد
incident
واقعه، متلاقى، ضمنى، شایع، روى داد، حادثه، حتمى وابسته، تابع
occasion
موقع، مورد، وهله، فرصت مناسب، موقعیت، تصادف، باعث شدن، انگیختن
happening
روى دادن، رخ دادن اتفاق افتادن، واقع شدن، تصادفا برخورد کردن، پیشامد کردن
development
پیشرفت، توسعه، بسط، ترقى، نمو، ظهور (عکس)، ایجاد