فرهنگ آریان‌پور

رخداد

#۱۰۲٬۳۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

occurrence

رخداد، وقوع، اتفاق، تصادف، رویداد، پیشامد، واقعه، خطور

۲

event

واقعه، رویداد، اتفاق، پیشامد، سرگذشت

۳

stroke

ضربه، ضربت، لطمه، ضرب، حرکت، تکان، لمس کردن، دست کشیدن روى، نوازش کردن، زدن، سرکش گذاردن (مثل سرکش روى حرف کاف) ـ

۴

episode

حادثه ضمنى، حادثه معترضه، داستان فرعى، فقره

۵

accident

حادثه، سانحه، واقعه ناگوار، مصیبت ناگهانى، تصادف اتومبیل، (پزشکى) علامت بد مرض، (منطق) صفت عرضى (arazy)، شیى، (در نشان خانوادگى) علامت سلاح، (دستور زبان) صرف، عارضه صرفى، اتفاقى، تصادفى، ضمنى، عارضه (در فلسفه)، پیشامد

۶

incident

واقعه، متلاقى، ضمنى، شایع، روى داد، حادثه، حتمى وابسته، تابع

۷

occasion

موقع، مورد، وهله، فرصت مناسب، موقعیت، تصادف، باعث شدن، انگیختن

۸

happening

روى دادن، رخ دادن اتفاق افتادن، واقع شدن، تصادفا برخورد کردن، پیشامد کردن

۹

development

پیشرفت، توسعه، بسط، ترقى، نمو، ظهور (عکس)، ایجاد