فرهنگ آریانپور
رجز خواندن
#۱۰۲٬۲۴۳
brag
لاف زدن، بالیدن، فخر کردن، با تکبر راه رفتن، باد کردن، لاف، مباهات، رجز خواندن
boast
خرده الماسى که براى شیشه برى به کار رود لاف، مباهات، بالیدن، خودستایى کردن، سخن اغراق آمیز گفتن، به رخ کشیدن، رجز خواندن
rant
(ranten =) ـ لفاظى کردن، یاوه سرایى کردن، بیهوده گفتن، سرزنش کردن، یاوه سرایى، بیهوده گویى
thunder
تندر، آسمان غرش، رعد، رعد زدن، آسمان غرش کردن، با صداى رعد آسا ادا کردن
rodomontade
(rhodomontade =) ـ گزاف گویى، فریاد، لاف زنى، گزاف، بیهوده، لاف زدن، گزافه گویى کردن