فرهنگ آریان‌پور

ربودن

#۱۰۲٬۱۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

glom

ربودن، برداشتن، نگریستن

۲

grab

ربودن، قاپیدن، گرفتن، توقیف کردن، چنگ زدن، تصرف کردن، سبقت گرفتن، ربایش

۳

reave

ربودن، به زور بردن، غارت کردن، ترکیدن

۴

abduct

ربودن، دزدیدن (شخص)، دور کردن، آدم دزدیدن، (پزشکى) از مرکز بدن دور کردن

۵

purloin

ربودن، دزدیدن

۶

bag

کیسه، کیف، جوال، ساک، خورجین، چنته، باد کردن، متورم شدن، ربودن

۷

get

(past: got ; past participle: got, gotten) ـ تحصیل شده، کسب کرده، به دست آمده، فرزند، به دست آوردن، فراهم کردن، حاصل کردن، تحصیل کردن، تهیه کردن، فهمیدن، رسیدن، عادت کردن، ربودن، فائق آمدن، زدن، (در مورد جانوران) زایش، تولد

۸

rob

دستبرد زدن، دزدیدن، ربودن، چاپیدن، لخت کردن

۹

hent

قاپیدن، به چنگ آوردن، ربودن، تا این که

۱۰

hook

قلاب، چنگک، (مجازى) دام، تله، ضربه، به شکل قلاب درآوردن، کج کردن، گرفتار کردن، به دام انداختن، ربودن، گیر آوردن

۱۱

seize

بتصرف آوردن، ربودن، قاپیدن، توقیف کردن، دچار حمله (مرض و غیره) شدن، درک کردن

۱۲

steal

(past: stole ; past participle: stolen) ـ دستبرد زدن، دزدیدن، بسرقت بردن، ربودن، بلند کردن چیزى

۱۳

betake

بخشیدن، عطاء کردن، صرفنظر کردن، توصیح کردن، واگذاردن، ربودن، رفتن

۱۴

ravish

قاپیدن، ربودن، مسحور کردن، از خود بیخود شدن، به عفت و ناموس تجاوز کردن

۱۵

snatch

ربایش، ربودگى، قاپ زنى، ربودن، قاپیدن، بردن، گرفتن، مقدار کم، جزیى

۱۶

despoil

غارت کردن، ربودن (بیشتر با of)

۱۷

abstract

چکیده کردن، ربودن، بردن، کش رفتن، خلاصه کردن، جدا کردن، تجزیه کردن، جوهر گرفتن از، عارى از کیفیات واقعى (در مورد هنرهاى ظریف) نمودن خلاصه، مجرد، انتزاعى، چکیده، مجمل، خلاصه ى کتاب، مطلق، خیالى، غیرعملى، بى مسمى، خشک، معنوى، صریح، زبده، (اسم) معنى