فرهنگ آریان‌پور

ربع

#۱۰۲٬۱۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

quadrant

ربع، یک چهارم، ربع دایره، ربع کره، چهار گوش

۲

fourth

چهارمین، چهارم، چهار یک، ربع

۳

quarter

یک چهارم، یک چارک، چهارک، ربع، مدت سه ماه، برزن، اقامتگاه، محله، بخش، ربعى، به چهار قسمت مساوى تقسیم کردن، پناه بردن به، زنهار دادن، زنهار

۴

quadrature

تربیع، مربع سازى، یک چهارم، ربع، (نجوم) تربیع

۵

redundancy

افزونگى، حشو، سخن، زائد، فراوانى، ربع، اطناب