ربایش
#۱۰۲٬۱۴۴
snatch
ربایش، ربودگى، قاپ زنى، ربودن، قاپیدن، بردن، گرفتن، مقدار کم، جزیى
ravishment
ربایش، هتک ناموس، معراج، از خود بیخودى
grab
ربودن، قاپیدن، گرفتن، توقیف کردن، چنگ زدن، تصرف کردن، سبقت گرفتن، ربایش
cleek
چوگان سر آهنى (در گلف)، قلاب بزرگ، چنگک بزرگ، کلاج، ربایش، عمل گرفتن و ربودن، (در جمع)، سایه
rapine
غارت، دستبرد، ربایش، غصب، غارت کردن
rapture
از خود بیخودى، شعف و خلسه روحانى، حالت جذب و انجذاب، وجد روحانى، ربایش، جذبه، شور، به وجد آوردن، از خود بیخود کردن، خلسه
seizure
تصرف، ربایش، ضبط، حمله ناگهانى مرض
abduction
عمل ربودن (زن و بچه و غیره)، ربایش، دورشدگى، (پزشکى) دورى از مرکز بدن، قیاسى، قیاس
ravishing
دلربا، دلکش، فریبنده، جاذب، ربایش، ربودگى، زناى به عنف، هتک ناموس
abstraction
تجرید، انتزاع، چکیدگى، تجرد، پریشان حواسى، اختلاس، دزدى، ربایش، بى خبرى از کیفیات واقعى و ظاهرى، برآهنگ
swoop
(در مورد شاهین) بسرعت پایین آمدن، قاپیدن، چپاول کردن، از بین بردن، حرکت سریع نزولى
theft
دزدى، سرقت
pounce
گرده نقاش، خاکه ذغال، ضربت، مشت، پرتاب، استامپ، مهر، حمله با چنگال، یورش، عتاب، جهش، درحال حمله با پنجه، درحال خیز، درحال حمله با چنگال، با چنگال ربودن، مهر زدن به
robbery
دزدى، دستبرد، سرقت
absorption
جذب، درکشى، درآشامى، فریفتگى، انجذاب
attraction
کشش، جذب، جاذبه، کشندگى