فرهنگ آریان‌پور

رایج

#۱۰۲٬۰۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

prevalent

رایج، شایع، متداول، فائق، مرسوم، برتر

۲

brisk

سرزنده و بشاش، تند، چابک، با روح، رایج، چست، تیز، آراسته، پاکیزه

۳

going

رفتن، پیشرفت، وضع زمین، مسیر، جریان، وضع جاده، زمین جاده، (معمارى) پهناى پله، گام، (م.ل.) عزیمت، مشى زندگى، رایج، عازم، جارى، معمول، موجود

۴

vogue

رسم معمول، رواج، عادت، مرسوم، مد، متداول، عمومى و رایج

۵

current

جریان، رایج، جارى، معاصر، متداول، شایع، تزند، تزن

۶

new

بتازگى، اخیراً

۷

now

حالا، اکنون، فعلا، در این لحظه، هان، اینک

۸

ruling

قاعده، دستور، حکم، بربست، قانون، فرمانروایى، حکومت کردن، اداره کردن، حکم کردن، گونیا، خط کش rule

۹

common

مشترک، اشتراکى، معمولى، عمومى، متعارفى، عادى، پیش پا افتاده، پست، عوامانه، مردم عوام، مشارکت کردن، مشاع بودن، مشترکا استفاده کردن

۱۰

popular

محبوب، وابسته به توده مردم، خلقى، ملى، توده پسند، عوام

۱۱

standard

متعارف، معیار، استاندارد، همگون، الگو، قالب، مقرر، قانونى، نمونه قبول شده، معین، متعارفى، نشان، پرچم، متداول، مرسوم standard trendy

۱۲

prevailing

چربیدن، غالب آمدن، مستولى شدن، شایع شدن

۱۳

fashionable

شیک، مدروز، خوش سلیقه