فرهنگ آریان‌پور

رای دادن

#۱۰۲٬۰۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

election

راى دادن، انتخاب، انتخاب نماینده، گزینش

۲

poll

راى جویى، پهنه، راى، اخذ راى دسته جمعى، تعداد آراء اخذ آراء (معمولاً به صورت جمع)، فهرست نامزدهاى انتخاباتى، مراجعه به آراء عمومى، راى دادن یا آوردن، راس کلاه، راى گرفتن، نمونه برداشتن، سر شمارى کردن

۳

vote

راى، اخذ راى، دعا، راى دادن

۴

resolve

رفع کردن، مقرر داشتن، تصمیم گرفتن، راى دادن

۵

sentence

جمله، حکم، فتوى، راى، قضاوت، گفته، راى دادن، محکوم کردن

۶

rule

قاعده، دستور، حکم، بربست، قانون، فرمانروایى، حکومت کردن، اداره کردن، حکم کردن، گونیا، خط کش

۷

polling

راى گیرى، نمونه بردارى، سرشمارى