فرهنگ آریان‌پور

رای دادگاه

#۱۰۲٬۰۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

auto da fe

راى دادگاه (در مورد سوزاندن شخص مرتد در ملاء عام)، اجراى راى، اجراى حکم اعدام و مجازات شخص مرتد

۲

ruling

قاعده، دستور، حکم، بربست، قانون، فرمانروایى، حکومت کردن، اداره کردن، حکم کردن، گونیا، خط کش rule

۳

verdict

راى، راى هیئت منصفه، فتوى، نظر، قضاوت

۴

judgment

(judgement =) ـ داورى، دادرسى، فتوى، راى

۵

sentence

جمله، حکم، فتوى، راى، قضاوت، گفته، راى دادن، محکوم کردن