فرهنگ آریان‌پور

رای - خود -

#۱۰۲٬۰۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

froward

خودسر، سرکش، سرسخت، خود راى، یاغى

۲

absolute

مطلق، غیر مشروط، مستقل، استبدادى، خود راى، کامل، قطعى، خالص، آزاد از قیود فکرى، غیر مقید، مجرد، (در هندسه فضایى اقلیدس) دایره نامحدود

۳

hidebound

پوست بتن چسبیده، خشکیده، (مجازى) کوتاه فکر، خود راى، کوته نظر، خسیس

۴

obstinate

کله شق، لجوج، سرسخت، خود راى، خیره سر

۵

headstrong

خودسر، خود راى، لج باز، خودسرانه، لجاجت آمیز، لجوج

۶

peremptory

قطعى، بى چون و چرا، آمرانه، خود راى، شتاب آمیز

۷

opinionated

خود راى، مستبد، خود سر

۸

irrefragable

غیر قابل انکار و تکذیب، رد نکردنى، سرسخت، خود راى، لجوج، تسلیم نشدنى

۹

nonconformist

ناپیرو، نامقلد، معاند، ناموافق، مخالف کلیساى رسمى، خود راى

۱۰

head strong

خودسر، خود راى، لجباز، لجوج، سرسخت