فرهنگ آریانپور
رای - خود -
#۱۰۲٬۰۰۶
froward
خودسر، سرکش، سرسخت، خود راى، یاغى
absolute
مطلق، غیر مشروط، مستقل، استبدادى، خود راى، کامل، قطعى، خالص، آزاد از قیود فکرى، غیر مقید، مجرد، (در هندسه فضایى اقلیدس) دایره نامحدود
hidebound
پوست بتن چسبیده، خشکیده، (مجازى) کوتاه فکر، خود راى، کوته نظر، خسیس
obstinate
کله شق، لجوج، سرسخت، خود راى، خیره سر
headstrong
خودسر، خود راى، لج باز، خودسرانه، لجاجت آمیز، لجوج
peremptory
قطعى، بى چون و چرا، آمرانه، خود راى، شتاب آمیز
opinionated
خود راى، مستبد، خود سر
irrefragable
غیر قابل انکار و تکذیب، رد نکردنى، سرسخت، خود راى، لجوج، تسلیم نشدنى
nonconformist
ناپیرو، نامقلد، معاند، ناموافق، مخالف کلیساى رسمى، خود راى
head strong
خودسر، خود راى، لجباز، لجوج، سرسخت