رای
#۱۰۱٬۹۹۸
vote
راى، اخذ راى، دعا، راى دادن
poll
راى جویى، پهنه، راى، اخذ راى دسته جمعى، تعداد آراء اخذ آراء (معمولاً به صورت جمع)، فهرست نامزدهاى انتخاباتى، مراجعه به آراء عمومى، راى دادن یا آوردن، راس کلاه، راى گرفتن، نمونه برداشتن، سر شمارى کردن
polling
راى گیرى، نمونه بردارى، سرشمارى
verdict
راى، راى هیئت منصفه، فتوى، نظر، قضاوت
award
جایزه، راى، مقرر داشتن، اعطا کردن، سپردن، امانت گذاردن
dictum
(حقوق) حکم، قرار، راى، گفته، اظهار نظر قضایى
opinion
نظریه، عقیده، نظر، راى، اندیشه، فکر، گمان
suffrage
حق راى و شرکت در انتخابات، راى
judgment
(judgement =) ـ داورى، دادرسى، فتوى، راى
sentence
جمله، حکم، فتوى، راى، قضاوت، گفته، راى دادن، محکوم کردن
judgement
(judgment =) ـ داورى، دادرسى، فتوى، راى
discretion
بصیرت، احتیاط، حزم، نظر، راى، صلاحدید
view
نما، منظره، نظریه، دیدن، نظر، عقیده، دید، چشم انداز، قضاوت، از نظر گذراندن
voice
صدا، ادا کردن، واک، صوت، آوا، با صدا بیان کردن
decision
عزم، تصمیم، حکم دادگاه، داورى
suggestion
اشاره، تلقین، اظهار عقیده، پیشنهاد، الهام