فرهنگ آریان‌پور

راهنما

#۱۰۱٬۹۱۶

معنی‌های انگلیسی
۱

guide

راهنما، هادى، راهنمایى کردن، رهبر، کتاب راهنما، تعلیم دادن

۲

cicerone

راهنما، بلد

۳

key

جزیره کوچک سنگى یا مرجانى، کلید، راهنما، وسیله راه حل، کلید بستن، کلید کردن، کوک کردن، با آچار بستن

۴

clue

گلوله کردن، به شکل کلاف یا گلوله نخ درآمدن، گلوله نخ، گره، گوى، (clew) کلید، راهنما، اثر، نشان، مدرک

۵

index

شاخص، زیرنویس، فهرست، راهنما (مثلا در جدول و پرونده)، (در کتاب) جاانگشتى، نمایه، نما، راهنماى موضوعات، فهرست راهنما داراى فهرست کردن، بفهرست درآوردن، نشان دادن، به صورت الفبایى (چیزى را) مرتب کردن، فهرست ساختن

۶

adviser

رایزن، مشاور، راهنما، رهنمون

۷

advisor

رایزن، مشاور، راهنما، رهنمون

۸

flagman

پرچم دار، راهنما

۹

guidance

راهنمایى، هدایت، راهنما، رهبرى، رهنمود

۱۰

conductor

هادى، رسانا، رهبر ارکتسر، راهنما

۱۱

guideline

راهبرد، راهنما، رهنمون، شاقول

۱۲

fingerpost

تیر راهنما، راهنماى جاده، تیر راهنمایى که پیکان مخصوص هدایت دارد و مسیر جاده را نشان مى دهد، راهنما

۱۳

key word

مفتاح، راهنما

۱۴

inductive

قیاسى، استنتاجى، استقرایى، القایى زن‌ usherette