راهنما
#۱۰۱٬۹۱۶
guide
راهنما، هادى، راهنمایى کردن، رهبر، کتاب راهنما، تعلیم دادن
cicerone
راهنما، بلد
key
جزیره کوچک سنگى یا مرجانى، کلید، راهنما، وسیله راه حل، کلید بستن، کلید کردن، کوک کردن، با آچار بستن
clue
گلوله کردن، به شکل کلاف یا گلوله نخ درآمدن، گلوله نخ، گره، گوى، (clew) کلید، راهنما، اثر، نشان، مدرک
index
شاخص، زیرنویس، فهرست، راهنما (مثلا در جدول و پرونده)، (در کتاب) جاانگشتى، نمایه، نما، راهنماى موضوعات، فهرست راهنما داراى فهرست کردن، بفهرست درآوردن، نشان دادن، به صورت الفبایى (چیزى را) مرتب کردن، فهرست ساختن
adviser
رایزن، مشاور، راهنما، رهنمون
advisor
رایزن، مشاور، راهنما، رهنمون
flagman
پرچم دار، راهنما
guidance
راهنمایى، هدایت، راهنما، رهبرى، رهنمود
conductor
هادى، رسانا، رهبر ارکتسر، راهنما
guideline
راهبرد، راهنما، رهنمون، شاقول
fingerpost
تیر راهنما، راهنماى جاده، تیر راهنمایى که پیکان مخصوص هدایت دارد و مسیر جاده را نشان مى دهد، راهنما
key word
مفتاح، راهنما
inductive
قیاسى، استنتاجى، استقرایى، القایى زن usherette