فرهنگ آریانپور
راه ندادن
#۱۰۱٬۸۱۳
exclude
محروم کردن، راه ندادن به، بیرون نگاه داشتن از، مانع شدن، مستثنى کردن
bar
میله، شمش، مانع شدن، میل، تیر، نرده حایل، (مجازى) مانع، جاى ویژه زندانى در محکمه، دادگاه، هیئت وکلا، میکده، بار مشروب فروشى، از بین رفتن (ادعا) رد کردن دادخواست، بستن، مسدود کردن، بازداشتن، ممنوع کردن، بجز، به استثناء، بنداب
repel
دفع کردن، رد کردن، نپذیرفتن، جلوگیرى کردن از، بیزار کردن، مقابله کردن
occlude
بستن، مسدود کردن، خوردن
exclusion
دفع، استثناء، اخراج، محروم سازى، ممانعت، محرومیت