فرهنگ آریان‌پور

راه میان بر

#۱۰۱٬۸۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

cutoff

راه میان بر، قطع جریان، هر نوع وسیله قطع چیزى

۲

shortcut

میان بر، راه میان بر، طریقه اقتصادى، میان بر کردن

۳

cut off

قطع کردن، محروم کردن، بریدن، جدا کردن، راه میان بر، قطع جریان

۴

bypass

گذرگاه، جنبى، کنار گذاشتن، گذرگاه فرعى، سبب انشعاب شدن، از راه فرعى رفتن، تقاطع کردن، گذشتن