فرهنگ آریان‌پور

راه رفتن با گام های سنگین

#۱۰۱٬۷۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

stump

کنده درخت، ریشه (دندان)، ته سیگار، بیخ و بن، صداى افتادن چیز سنگین، سقوط با صداى سنگین، خپله، کوتاه قد، خسته و کوفته، از پا درآمده، بریدن، قطع کردن، سنگین افتادن، گیج کردن، دست پاچه شدن

۲

clump

انبوه، دسته، خوشه، ضربه سنگین، مشت، انبوه کردن

۳

tramp

ولگرد، آسمان جل، خانه به دوش، با صدا راه رفتن، پیاده روى کردن، با پا لگد کردن، آواره بودن، ولگردى کردن، آواره، فاحشه، آوارگى، ولگردى، صداى پا

۴

trample

پایمال کردن، پامال کردن، زیر پا لگد مال کردن، لگد