فرهنگ آریان‌پور

راه حل

#۱۰۱٬۶۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

out

خارج، بیرون از، خارج از، افشا شده، آشکار، بیرون، خارج از حدود، حذف شده، راه حل، اخراج کردن، اخراج شدن، قطع کردن، کشتن، خاموش کردن، رفتن، ظاهر شدن، فاش شدن، بیرونى out ـ (99)

۲

key

جزیره کوچک سنگى یا مرجانى، کلید، راهنما، وسیله راه حل، کلید بستن، کلید کردن، کوک کردن، با آچار بستن

۳

solution

چاره سازى، شولش، حل، محلول، راه حل، تادیه، تسویه

۴

remedy

گزیر، علاج، دارو، درمان، میزان، چاره، اصلاح کردن، جبران کردن، درمان کردن

۵

antidote

تریاق، پادزهر، ضد سم، پازهر

۶

recourse

مراجعه، اعاده، چاره، وسیله، توسل، پاتوق، میعادگاه، متوسل شدن به، مراجعه کردن به

۷

resource

وسیله، کاردانى، منبع، ممر، مایه، ابتکار