فرهنگ آریان‌پور

راه پیمایی

#۱۰۱٬۶۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

march

راه پیمایى، قدم رو، قدم بردارى، گام نظامى، موسیقى نظامى یا مارش، سیر، روش، پیشروى، ماه مارس، راه پیمایى کردن، قدم رو کردن، نظامى وار راه رفتن، پیشروى کردن، تاختن بر

۲

hike

گردش، پیاده روى، مبلغ را بالا بردن

۳

trek

سفر، کوچ مسافرت با گارى، با زحمت حرکت کردن، با سختى و آهستگى مسافرت کردن

۴

tramp

ولگرد، آسمان جل، خانه به دوش، با صدا راه رفتن، پیاده روى کردن، با پا لگد کردن، آواره بودن، ولگردى کردن، آواره، فاحشه، آوارگى، ولگردى، صداى پا