فرهنگ آریان‌پور

راه اندازی

#۱۰۱٬۵۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

initiation

راه اندازى

۲

flotation

شناورى، شناور سازى، راه اندازى، دایرسازى، به جریان اندازى

۳

triggering

ماشه، رها کردن، راه انداختن، ماشه اسلحه، گیره، سنگ زیر چرخ، چرخ نگهدار، ماشه (چیزى را) کشیدن trigger