فرهنگ آریان‌پور

راه

#۱۰۱٬۵۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

manner

راه، روش، طریقه، چگونگى، طرز، رسوم، عادات، رفتار، ادب، تربیت، نوع، قسم

۲

how

چگونه، از چه طریق، چطور، به چه سبب، چگونگى، راه، روش، متد، کیفیت، چنانکه

۳

tao

(در چین) راه، طریق، (فلسفه چین) مسیر طبیعت، حقیقت، طریقت، روستایى، دهاتى

۴

wale

بافته، راه راه، تیر افقى، انتخاب کردن، راه راه کردن از میان‌ جمعیت‌ و غیره‌

۵

lane

کوچه، راه باریک، گلو، ناى، راه دریایى، مسیر که با خط کشى مشخص مى شود، خط سیر هوایى، کوچه ساختن، منشعب کردن

۶

pass

گذشتن، عبور کردن، رد شدن، سپرى شدن، تصویب کردن، قبول شدن، رخ دادن، قبول کردن، تمام شدن، وفات کردن، پاس، سبقت گرفتن از، خطور کردن، پاس دادن، رایج شدن، اجتناب کردن، گذر، عبور، گذرگاه، راه، گردونه، گدوک، پروانه، جواز، گذرنامه، بلیط، گذراندن، تصویب شدن

۷

path

میسر، باریک راه، جاده، راه، مسیر، طریقت، جاده مال رو

۸

road

بجاده، راه، معبر، طریق، خیابان، راه آهن

۹

entry

ثبت، فقره، قلم، دخول، مدخل، ادخال، ورود، راه، راهرو، ثبت در دفتر، چیز ثبت شده یا وارد شده

۱۰

route

مسیر چیزى را تعیین کردن، خط سیر، جاده، مسیر، راه، جریان معمولى

۱۱

access

دسترس، دسترسى، راه، تقریب، اجازه دخول، راه دسترس، مدخل، وسیله حصول، افزایش، الحاق، اضافه، (پزشکى) بروز مرض، حمله، اصابت، (حقوق) دسترسى یا مجال مقاربت، (در مسیحیت) تقرب به خدا، دست یابى

۱۲

meatus

(کالبد شکافى) مجرا، راه، روزنه، معبر

۱۳

method

روش، اسلوب، طریقه، متد، شیوه، راه، طرز

۱۴

avenuse

خیابان، راه، خیابان وسیع، راهرو باغ

۱۵

highway

شاهراه، بزرگراه، راه