واژههای فارسی←راننده یک جفت حیوان یا دستگاه اسب و درشکهفرهنگ آریانپورراننده یک جفت حیوان یا دستگاه اسب و درشکه#۱۰۱٬۵۴۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱teamsterکامیون ران، راننده یک جفت حیوان یا دستگاه اسب و درشکهواژههای نزدیک در الفبارابطه یا مخابره بین چند مرکزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرابیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرابیتسمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرابین هودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرابین هود یاغی جنگل نشین و جوانمرد انگلیسیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرابینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر