فرهنگ آریانپور
رانندگی کردن
#۱۰۱٬۵۲۳
chauffeur
راننده ماشین، شوفر، رانندگى کردن
drive
(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن
#۱۰۱٬۵۲۳
راننده ماشین، شوفر، رانندگى کردن
(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن