فرهنگ آریان‌پور

رانندگی‌ کردن

#۱۰۱٬۵۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

chauffeur

راننده ماشین، شوفر، رانندگى کردن

۲

drive

(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن