فرهنگ آریانپور
رانندگی
#۱۰۱٬۵۱۹
drive
(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن
driving
راننده، پیش برنده، محرک، راندن، سوارى
traffic
(traffick =) ـ عبور و مرور، آمد و شد، شد و آمد، رفت و آمد، عبو و مرور وسایط نقلیه، داد و ستد، ارتباط، کسب کالا، مخابره، آمد و شد کردن، تردد کردن
steerage
راهنمایى، هدایت، اداره، تربیت، سکان