فرهنگ آریان‌پور

رانندگی

#۱۰۱٬۵۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

drive

(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن

۲

driving

راننده، پیش برنده، محرک، راندن، سوارى

۳

traffic

(traffick =) ـ عبور و مرور، آمد و شد، شد و آمد، رفت و آمد، عبو و مرور وسایط نقلیه، داد و ستد، ارتباط، کسب کالا، مخابره، آمد و شد کردن، تردد کردن

۴

steerage

راهنمایى، هدایت، اداره، تربیت، سکان