فرهنگ آریان‌پور

رانش‌ گر

#۱۰۱٬۵۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

drive

(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن

۲

driving

راننده، پیش برنده، محرک، راندن، سوارى