فرهنگ آریان‌پور

رانش

#۱۰۱٬۵۰۳

معنی‌های انگلیسی
۱

buoyancy

رانش، شناورى، سبکى، شادابى روح، خاصیت شناورى

۲

run

(past: ran ; past participle: run) ـ راندن، رانش، دایر بودن، اداره کردن، دویدن، پیمودن، پخش شدن، جارى شدن، دوام یافتن، ادامه دادن، نشان دادن، ردیف، سلسله، ترتیب، محوطه، سفر و گردش، رد پا، حدود، مسیر، امتداد

۳

push

چیزى را زور دادن، با زور جلو بردن، هل دادن، شاخ زدن، یورش بردن، زور، فشار به جلو، هل، تنه، نشاندن، فشار دادن

۴

drive

(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن

۵

drift

توده باد آورده، جسم شناور، برف باد آورده، معنى، مقصود، جریان آهسته، جمع شدن، توده شدن، بى اراده کار کردن، بى مقصد رفتن، دستخوش پیشامد بودن، یخرفت، راندگى

۶

thrust

(past: thrust ; past participle: thrust) ـ فرو کردن، انداختن، پرتاب کردن، چپاندن، سوراخ کردن، رخنه کردن در، به زور باز کردن، نیرو، فشار موتور، نیروى پرتاب، زور، فشار

۷

repulsion

دفع، عدم پذیرش، عقب زنى، تنفر، دشمنى روان‌ شناسی‌

۸

propulsion

نیروى محرکه، خروج، دفع، پیش راندن