واژههای فارسی←راندن با فشار هوافرهنگ آریانپورراندن با فشار هوا#۱۰۱٬۴۷۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱blow(past: blew ; past participle: blown) ـ دمیدن، وزیدن، در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن، ترکیدنواژههای نزدیک در الفبارابطه یا مخابره بین چند مرکزمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرابیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرابیتسمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرابین هودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرابین هود یاغی جنگل نشین و جوانمرد انگلیسیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیرابینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر